سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

♥ღردپای عشق♥ღ

این وبلاگ را تقدیم میکنم به... ...عشقم...

سرنوشت خودش دهن همه رو سرویس میکنه..!!

انتقام؟..
نه عزیزم اونقدرها هم بیکار نیستم
میشینم اینجا پامو میندازم رو پام
سرنوشت خودش دهن همه رو سرویس میکنه



[ یادداشت ثابت - جمعه 92/11/5 ] [ 9:58 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
نامش را هر چه میخواهی بگذار...اما..این نامش عشق است..!

نامش را هرچه میخوای بگذار

تعصب
غیرت
حسادت
من نامش را عشق میگذارم
ودلگیرمیشوم ازبعضی آدمها
که تورا ازان خود میدانند
توفقط به من تعلق داری
شادیت شادی من است
وجودت گرمابخش زندگیم
وتنت پاسخ تمام خواهشهای من
من تورا باهیچ کس تقسیم نخواهم کرد
این نامش عشق است
تونامش راهرچه میخواهی بگذار



[ یادداشت ثابت - یکشنبه 92/10/2 ] [ 10:38 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
مخاطب خاص من !!!!!!!!!!!!!!

 

فرقـی نمـی کند !! بگویم و بدانـی ...!

یا ...
نگویم و بدانـی..!

فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جای جهان جا داری ...!

جایـی که دست هیچ کسـی به تو نمـی رسد.:

دلــــــــــــــم


مخاطب خاص من !!!!!!!!!!!!!!


هر چه دلم را خالی می کنم باز هم پر می شود از تو ،


چه برکتی دارد دوست داشتنت....

                                  




[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15 ] [ 7:9 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
تو رفتی...

 

خوب میدانم که یک روز.....


یکی از همان روزهایی که خیلی هم دور است..!.


مجبورم ببوسم و بگذارم کنار......


تمام چیزهایی را که نداشتیم


دستهایت را،


عاشقی ات را....


همه را!.....


زندگی به من آموخت عادت احمقانه ایست..


چسبیدن به چیزهایی که مال تو نیستند...


امروز همون روز بود که مجبور شدم بذارمت کنار


ودوباره من تنها شدم تنهای تنها.....اونروز خیلی نزدیک بود

                                             

 



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15 ] [ 7:1 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
حیـــــــــــــــــــــــف..که خدا قولشو به یکی دیگه داده بود..!

دستشو گرفتم و آوردم پیش خدا گفتم:

من همینو میخوام...

گفت بهتراز اینو واست کنار گذاشتم..

پامو کوبیدم زمین گفتم:

من فقط و فقط همینو میخوام..

آروم زیر لب گفت:

آخه قولشو به یکی

                دیگه دادم!...

                                               



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15 ] [ 6:59 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
مـَ?? همـ ــآنـ َـم...


مـَ?? همـ ــآنـ َـم

خـوب تمـ ــآشـا ?ـُ?

?ُختــَرے ?ـہ براے ?اشتــنــتـــ ...

تمــامـــ شبـــ را بیـ?ار مـے مانـ?

و با تـ ـویــے ?ـہ نیــستے حرف مے زنـ?

?ختــرے ?ـہ ...

زانــو میــزنـ? لبــہ تختــش و چشمــــانش را مــے بنـ?َ?

و تنــــهـا آرزویـــَش را براے

هـــزارمیـــن بـــــار بـہ خـُـــ?ا یـــا? آور مـــے شود!!!

خـُــ?ا هم مثــل همیـــشهـ لبــــخنـ? مے زنـ?

از ایــ? ?ـہ ×تـ ـــو × آرزوے همیشگے مـــ? بو?ے!!!

                            



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15 ] [ 6:53 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
راستی خدا!..

راستی خدا


دلم هوای دیروز را کرده


هوای روزهای کودکی را


دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم


آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد


دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم


الفبای زندگی را


میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند


دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان


هر چه میخواهید بکشید


این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو


دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم


آن را نچینم


دلم میخواهد …


می شود باز هم کودک شد؟؟


راستی خدا!


دلم فردا هوای امروز را می کند؟؟؟؟؟؟؟

                                    



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15 ] [ 6:47 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
خسته نباشی سرنوشت....!

روزها یکی پس از دیگری به پایان


می رسند...


و در پی روزها


عمر من...


خسته نباشی سرنوشت....!


می بینی؟!


دست در دستان تو


تمام راه را بیراهه رفتم


شنیدم کسی میگفت:


چشمانت را ببند!


اعتماد کن...


به قیمت تمام روزهای رفته


چشم هایــم را بستم...


اعتماد کردم...!


بهای سنگینی داشت اعتماد !


روزی...


چشمانم را باز کردم؛


چیزی به نام " عشـــــق "


در راهِ همپا شدنِ با تو


به تاراج رفته بود!




[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/9/15 ] [ 6:45 عصر ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
بـایــــد کـسـیـ را پـیـدا کـنـمـ..کهـ

بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم

کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی

آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد

هـیـــــچ نـگـویـد .

هـیـــــچ نـپـرسـد .

بــــرایــــم کتـــاب بـــخوانـــد

مـرا در آغـوش بـگـیـرد

و یـــک بوســـه

فـقـــــط همین

 

... بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی گـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود




[ یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/22 ] [ 11:6 صبح ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر
تو..نهایت آرامشی...

همین که لابلای کلماتم

نَفَس میکشی

راه میروی

در آغوشم میگیری

همین که پناه ِ واژه هایم شده ای

همین که سایه ات هست

همین که کلماتم از بی "تو"یی 

یتیم نشده اند

کافی‌ست برای یک عمر آرامش 

باش . . .

حتی همین قدر دور

حتی همین قدر دست نیافتنی




[ یادداشت ثابت - سه شنبه 92/8/22 ] [ 11:3 صبح ] [ ♥ღفاطمه♥ღ ] نظر

:: مطالب قدیمی‌تر >>

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

پیچک

سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

انواع کد های جدید جاوا

mouse code

کد ماوس